روزی که گل ها دل موسپیدهای شهر را جوان کردند

مجله فارس‌پلاس؛ نعیمه جاویدی: دست‌های چروکیده روی بیل محکم می‌شود. دست‌هایی که می‌لرزند؛ اما با انرژی، خاک را نشانه گرفته‌اند. بعد از چند دقیقه چاله کوچکی حفر می‌شود. مردم با صدای بلند صلوات می‌فرستند و پیرمردی که همه «عمورحیم» صدایش می‌کنند، نهال را درون چاله می‌کارد. جمعیت با شور و انرژی دست می‌زنند. یکی از میان جمع می‌گوید: «عمو جان! حسابی استعداد باغبانی داری‌ها…»

اینجا بوستان نیلوفر است. یکی از بوستان‌های کوچک پایتخت که میزبان اجرای برنامه‌ای نو و پرانرژی شده است. برنامه‌ای با عنوان «روزی برای رویش» که تجربه باغبانی دسته‌جمعی برای سالمندان ایجاد کرده است. کاشت گل‌های فصلی، تجربه کاشت بذر سبزیجات و صیفی‌جات و آشنایی با گیاهان گلخانه‌ای از دیگر برنامه‌هایی است که علاوه بر کاشت نهال انجام می‌شود.

دختر جوان دست مادربزرگ پیرش را گرفته، آرام‌آرام قدم برمی‌دارند. نامش «الهه» است و دانشجوی رشته میکروبیولوژی. از این می‌گوید که دوره نوجوانی پرخاشگر بوده و حتی خانواده هم تاب تحمل رفتارهایش را نداشته اما «عزیز جون»، همان مادربزرگ پیر و ازپاافتاده، آن‌قدر تحملش کرده که حالا خانواده به صبر او افتخار می‌کنند: «مادربزرگ من را برد گل‌فروشی نزدیک خانه، چند گل شاخه بریده، ۲، ۳ گلدان کاکتوس و یکی، دو گلدان گل دیگر برایم خرید و گفت: هروقت عصبانی شدی سر این گل‌ها تلافی کن، توصیه عجیبی بود. گل‌های شاخه بریده را پرپر کردم اما وقتی نوبت به گلدان‌ها رسید، دیدم دلم نمی‌آید از خشم بلایی سرشان بیاورم. با گل و گیاهان رفیق شدم. این محبت در من اثر کرد. حالا من عزیزجون را آورده‌ام تا همراه بقیه، خاطره‌ها را زنده و باغبانی را دوباره تجربه کند. حیاط خانه قبلی‌اش پر از دار و درخت بود. حالا در یک واحد آپارتمانی نزدیک ما زندگی می‌کند که فقط چند گلدان دارد.»

 

شهر زیبا با سلیقه شهروندان

برنامه امروز را شهرداری تهران به راه انداخته. برنامه‌ای که در راستای شعار «شهر تاکتیکال» با مشارکت دانشگاه شهید بهشتی فرصت باغبانی را برای سالمندان فراهم می‌کند. خانم لک از استادان رشته طراحی شهری این دانشگاه می‌گوید: «منطقه‌ای که در آن برنامه را اجرا کرده‌ایم، بافت جمعیتی و شهری بسیار متراکمی دارد؛ بنابراین سرانه فضای سبز این محله متأثر از این شرایط است. سعی کردیم با اجرای این برنامه به‌ویژه برای گروه سنی سالمندان، تجربه‌ای مشابه باغبانی در حیاط خانه را در بوستان نزدیک محل سکونت آن‌ها ایجاد و خاطرات خوب را برایشان زنده کنیم. شاید به این شیوه بتوانند فضای زندگی خودشان را آن‌طور که دوست دارند زیبا طراحی و حس خوب رویش و باغبانی را دوباره تجربه کنند. تجربه امروز به ما نشان داد که یک قدم و اقدام کوچک چطور می‌تواند حال خود ما و سالمندان و همشهری‌ها را بهتر کند. چطور یک کار و مسئولیت‌پذیری ما می‌تواند شهر را به فضای جذاب و دوست‌داشتنی‌تر تبدیل کند.»

 

حال خوش با گل و گیاه

گلدان‌های گل، آماده کاشتن شده‌اند. محدوده مشخص‌شده برای کاشت گل را به سالمندان نشان می‌دهند. پیرمردی که انگار باغبان بوستان است به کمک بقیه می‌آید. با سرعت و مهارت گل‌ها را از گلدان بیرون می‌آورد و به دست بقیه می‌سپرد. «ملک‌ناز حیدرهایی» از سالمندانی است که در این برنامه شرکت کرده. کنجکاوانه مدام درباره کاشت انواع گیاهان مخصوصاً سبزیجات و میوه‌ها می‌پرسد. مشتاق شده تا بعد از این باغبانی را در خانه هم تجربه کند: «همیشه به این بوستان می‌آمدم تا کمی روحیه‌ام بهتر شود اما امروز یک تجربه خوب داشتم. هم بوستان محله را سبزتر کردیم هم به خودم قول دادم در خانه هم این تجربه را تکرار کنم.»

از دلیل حضورش در این برنامه می‌گوید: «امروز کمی حرص‌وجوش و اعصاب‌خردی داشتم. آمدم پارک دیدم یک عده سبزی و گل می‌کارند. خیلی خوشم آمد و در برنامه شرکت کردم. احساس خوبی داشتم. در خانه گلدان دارم اما دوست دارم گل‌های بیشتری بکارم. تجربه و خاطره خوبی برای همه ما سالمندان حاضر در بوستان بود چون دیدم اهالی، خودشان بوستان و شهرشان را زیبا می‌کنند.»

 

گلی به یاد دخترم کتایون

گلدان گل را که درون خاک جا می‌دهد، با چشمان تر اما لبخند بر لب می‌گوید: «حال من خوب شد، مطمئنم دخترم هم راضی و خوشحال است. این گلدان گل زرد و سفیدرنگ زیبا را به یاد او کاشتم که جوان از این دنیا رفت.» جمعیت بانوانی که پشت سرش ایستاده‌اند، بین همهمه و صدای بچه‌هایی که هیاهو و صدای خنده‌هایشان پارک را پر کرده است، گوش تیز کرده‌اند تا صحبت‌های «فاطمه دلاوری» را بشنوند. چند نفر برای دخترش «کتایون» فاتحه می‌خوانند. دلاوری می‌گوید: «خیلی خوشحالم با کاشتن یک گل و زیبا کردن این بوستان توانستم یادی از دخترم کنم. احساس می‌کنم او هم خوشحال است. با این تجربه، روزم خیلی خوب شروع شد.»

مربی همه را جمع می‌کند. با صدای بلندی که همه بشنوند، مراحل آماده‌سازی خاک برای کاشت بذر ریحان، بادمجان و گوجه‌فرنگی را توضیح می‌دهد. یکی از بانوان می‌پرسد: «خانم! کاشت قارچ صدفی را هم آموزش می‌دهید؟ نوه‌های من عاشق املت قارچ هستند. می‌خواهم برای آن‌ها با قارچی که خودم می‌کارم املت بپزم.» یکی دیگر از خانم‌ها با آرنج، آرام به پهلوی دوستش می‌زند و با لحنی آمیخته به لبخند می‌گوید: «نه! ماشاءالله، هزار ماشاءالله سر حوصله آمدی معصومه خانم. دیدی گفتم بیایی پارک، ناله از پادرد و کمردرد را فراموش می‌کنی. می‌بینی چقدر روحیه‌ات عوض شد؟»

دکتر «سهیلا صادق‌زاده» شهردار منطقه ۱۰ تهران هم برای دیدن واکنش اهالی نسبت به اجرای این برنامه و تماشای بوستانی که به دست اهالی سبز و زیباتر شده به بوستان نیلوفر آمده است. از نزدیک و چهره به چهره با سالمندان صحبت می‌کند. حس و حال و خواسته‌هایشان را می‌پرسد. از شور و انرژی که در چهره سالمندان می‌بیند، حس خوبی دارد و می‌گوید: «منطقه ۱۰ از مناطق کوچک شهر تهران است و بافت شهری متراکمی دارد؛ بنابراین برای توسعه فضای سبز با مشکلاتی روبه‌رو هستیمکه مهم‌ترین آن کمبود زمین مناسب است. یکی از بهترین راه‌های سرسبز و بانشاط نگه‌داشتن فضای سبز بوستان‌ها، مشارکت اهالی در کاشت و نگه‌داشتن گیاهان است.»

صادق زاده به سالمندان محله نگاه می‌کند و از ضرورت‌های برنامه‌ریزی جامع شهری برای همه اقشار و گروه‌های مختلف سنی می‌گوید: «جمعیت سالمندان این منطقه زیاد است؛ بنابراین باید برای آن‌ها برنامه‌های متنوع اجرا کرد تا این دوره را توأم باتجربه، مهارت‌ها، اثرگذاری و حسی خوشایند بگذرانند.»

شهردار منطقه ۱۰ درباره طرح «شهر تاکتیکال» می‌گوید: «شهر با مشارکت، ایده و همراهی خود شهروندان زیبا می‌شود. به این طریق حس تعلق و هویت شهروندی آن‌ها هم بیشتر می‌شود.» صادق زاده از تجربه‌های موفق این منطقه مانند خیابان بازی، آذین‌بندی محله‌ها توسط شهروندان و دیگر برنامه‌ها یاد می‌کند و می‌گوید: «این برنامه جدا از اینکه یک برنامه باشد، خبر خوشایندی است که شهروندان به هم می‌دهند. فرض کنید همسایه‌ای در پاسخ به سؤال: امروز چه خبر؟ یک همسایه خود بگوید: قرار است پارک محله را خودمان با کاشت نهال، گل و گیاه زیباتر کنیم. این در نهایت همان حس خوب و هدفی است که ما به دنبال آن هستیم.»

 

من هنوز هم باغبانم

 توضیحات مربی تمام می‌شود. باید خاک را آماده کنند با بیل و شن‌کش، طبق توضیحات مربی پیش می‌روند. بانویی که دبیر کانون سالمندان و جهاندیدگان است، پیش‌قدم می‌شود و می‌گوید: «با کاشتن این بذرها احساس توانایی دوباره و انگیزه بیشتر برای زندگی دارم. وقتی می‌بینم در دوره سالمندی قدرت زیبا کردن شهرمان را داریم و می‌توانیم خانه‌مان را سبز و دوست‌داشتنی کنیم، حس ازکارافتادگی و دل‌مردگی نمی‌کنم، این را به نمایندگی از همه سالمندان حاضر در این جمع می‌گویم. مهم‌ترین نتیجه و برکت برنامه «روز رویش» این است که احساس مفید بودن داریم. دیگر فکر نمی‌کنیم کاری از ما ساخته نیست. خودمان برای موفق شدن قدم برمی‌داریم.» بعد بذرهای بادمجان را در خاک می‌کارد و به بذرها آب می‌دهند. مربی درباره مدت به ثمر نشستن بذرها توضیح می‌دهد. یکی از بانوان می‌گوید: «خب معلوم شد کی می‌توانیم یک کشک‌بادمجان خوشمزه بپزیم.» همه بلند می‌خندند.

 

۶۷ سال عمر از خدا گرفته است و اصالتاً اهل کردان است. از توابع استان البرز که به باغ‌ها و باغبان‌هایش معروف شده. «ناصر دهقانی» از کودکی و نوجوانی به قول خودش باتجربه باغبانی قد کشیده و بزرگ‌شده است. او از غرس‌کاران برنامه روزی برای رویش است و می‌گوید: «من هنوز هم باغبانی می‌کنم در کردان کرج باغ کوچکی دارم. زندگی من با گل و گیاه پیوند خورده است. وقتی مشغول باغبانی می‌شوم، حالم خوب است و احساس مفید بودن دارم. خدا به بانیان این برنامه خیر دهد. وقتی اهالی خودشان باغبانی و محل سکونت خودشان را زیبا و سبز می‌کنند، آدم کیف می‌کند. من و همسرم هرروز صبح بعد از نماز برای ورزش و پیاده‌روی به این پارک می‌آییم. حتماً از این فضا که به دست خود مردم سرسبزتر شده است، بیشتر لذت می‌بریم. خوشحالم نهالی که امروز می‌کارم فردا درختی خواهد شد که به پاک‌تر شدن هوای شهر و سلامت ریه و تنفس همشهری‌هایم کمک می‌کند.» برنامه به پایان رسیده است. صدای اذان مغرب به گوش می‌رسد،‌ بوستان خلوت شده است. «خاتون احمدی» اما دوباره به بوستان برمی‌گردد. آب بطری‌ای که در دست دارد، پای گلی که امروز کاشته می‌ریزد و می‌گوید: «دلم نیامد خودم آب بنوشم و گلم تشنه بماند.»

 

انتهای پیام/

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *